مصطفى النوراني الاردبيلي

179

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

نويسنده كتاب مخزن الادويه آن را ocimum گفته است كه نامى اروپايى است . برگ بزرگ ريحان را ocimum magnum و ريحان برگ كوچك را ocimum parvum مىگويند ريحان را گرم و خشك ، بادكش ، محرك و صاف كننده خون گفته‌اند ، از تخم آن بيشتر به دليل مواد لعابى كه در آن وجود دارد استفاده مىشود . شكسته تخم ريحان اثر قابض دارد و سيلان روده‌ها را مىبندد از عصاره برگ ريحان براى تنقيه دماغ سعوط مىگيرند . نوعى ريحان از pliny ذكر شده كه براى جلوگيرى از قبض معده به اسب مىدهند و نوعى ريحان به نام ocimum basilicum از ديسقوريدوس ذكر شده است . de . gubernatis بيانى لطيف از ريحان ذكر كرده است او مىگويد : در ايتاليا دختران آن را در كمر مىگذارند و خانمهاى ازدواج كرده بر سر مىبندند . در اروپا ريحان به‌عنوان سبزى خوردن مصرف مىشود و آن را همانند نعناع و صعتر مىشناسند ريحان را براى امراض اعصاب و هيسترى مفيد گفته‌اند ، در شهر بوئنوس‌آيرس عصاره تازه آن را براى دفع كرم معده استعمال مىكنند . در هند 3 نوع ريحان روييده مىشود : نوعى مانند نعناع است كه در باغها مىرويد . نوعى ديگر به نام pilosum roxburgh كه بوى آن مانند ليمو است و نوع سوم كه بوته‌اش كوچك است و عموما در باغها و زمينهاى كنار آب مىرويد و بوى آن شبيه بوى نعناع است ولى با ocimum canum فرق دارد . آب مقطر برگ آن 56 / 1 درصد روغن سبز مايل به زرد دارد . از آب رقيق و در حالت جامد شدن آن ماده basil campher حاصل مىشود از آن به كمك الكل روغنى جامد به فرمول C 20 H 10 HO 6 به دست مىآيد . « 1 » ريحان يكى از سبزيهاى خوردنى ، معطر و خوشبو است كه داراى ساقه نازك و برگهاى درشت است و خام آن خورده مىشود . در ميان كردها دم‌كرده آن را براى دفع سردرد سرفه و سياه سرفه به مصرف مىرسانند . « 2 »

--> ( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 2 ، ص 84 . ( 2 ) - طب سنتى در ميان كردان ، ص 94 .